پارت هشتاد :



فصل 52
پرهام روی تخت نشسته و زیر لب میگفت:
ـ حسابم داره خالی می‌‌شه. باید به فکر کار باشم.
ذهنش به طرف همسایه طبقه بالایش سعید رفت. بهتر دید با او مشورتی کند و جویای کار شود. یک ساعت بعد او و دانیال در خانه سعید و همسرش بودند و هومن پسر کوچک خوانواده که کم حرف و ساکت بود به دانیال که بدون خجالت به سوالهای مادرش پاسخ می‌‌داد، نگاه می‌‌کرد. مریم که از شیرین زبانی دانیال خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ه

    0

    چطوری میتونم پارت هارو کامل بخونم ؟

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    بازگشت عاشقانه روزهای زوج بین ساعت یازده و ربع تا یازده و نیم شب پارت گذاری رایگان داره.

    ۲ سال پیش
کپی شد!